تبليغاتX
محبت
این است

شگفتی های روح آدمی                              

  به رگ های درونی انسان پاره ی گوشتی آویخته که شگرف ترین اعضای درونی اوست  و آن قلب است که چیزهایی از حکمت و چیزهایی متفاوت با آن در اووجود دارد. پس  اگر در دل امیدی پدید آید، طمع آن را خوار گرداند و اگر طمع بر آن هجوم آورد، حرص  آن را تباه سازد و اگر نومیدی بر آن چیره شود، تأسف خوردن آن را از پای درآورد،  اگر خشمناک شود کینه توزی آن فزونی یابد و آرام نگیرد. اگر به خشنودی دست یابد خویشتن داری را از یاد برد و اگر ترس آن را فرا گیرد پرهیز کردن آن را مشغول سازد.  و اگر به گشایشی برسد دچار غفلت زدگی شود و اگر مالی به دست آورد بی نیازی آن را  به سرکشی کشاند و اگر مصیبت ناگواری به آن رسد، بی صبری رسوایش کند و اگر به  تهیدستی مبتلا گردد، بلاها اورا مشغول سازد و اگر گرسنگی بی تابش کند، ناتوانی آن را  از پای درآورد و اگر زیادی سیر شود، سیری آن را زیان رساند . پس هرگونه کندروی

 برای آن زیانبار و هرگونه تندروی برای آن فساد آفرین است.

                                                                       نهج البلاغه      

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 7:57  توسط رز | 

دستان دعا كننده

اين داستان به اواخر قرن 15 بر مي گردد.
در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با 18 بچه زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 بجه) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.
يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد.
آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود.
وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت مي كنم.
تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ‌ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده...
بيش از 450 سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر، قلمكاري ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري مي شود.
يك روز آلبرشت دورر براي قدرداني از همه سختي هايي كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پينه بسته برادرش را كه به هم چسبيده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصوير كشيد. او نقاشي استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاري كرد اما جهانيان احساساتش را متوجه اين شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را " دستان دعا كننده" ناميدند.


اگر زماني اين اثر خارق العاده را مشاهده كرديد،‌ انديشه كنيد و به خاطر بسپاريد كه روياهاي ما با حمايت ديگران تحقق مي يابند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 12:10  توسط رز | 

دعاهاي قرآن كه با كلمة ربنا شروع مي‌شوند

۱-ربنا اتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار. (سورة بقره آيه 201)                                      پروردگارا در دنيا و آخرت به ما نيكي و احسان فرما و ما را از عذاب آتش دوزخ مصون بدار.


2-ربنا اتنا في الدنيا و ما له في الاخره هن خلاق (سورة بقره آيه )پروردگارا در دنيا رحمت و نعمت به ما عنايت فرما و هر كه از رحمت تو محروم شد در آخرت بهره ندارد.


3-ربنا اتنا من لدنك رحمه و هيّي لنا من امرنا رشدا. (سورة كهف آيه 10)پروردگارا از جانب خود بر ما رحمتي فرست و براي رشد عقلي ما وسايل هدايت و ارشاد آماده فرما.


4-ربنا انهم ضعفين من العذاب و العنهم لعناً كبيرا. (سورة احزاب آيه 68)
پروردگارا آنها كه ما را گمراه نمودند عذاب آنها را دو چندان كن و از نعمتهاي خود محروم ابدي فرما.

 

5-ربنا امنا بما انزلت و اتبعنا الرسول فاكتبنا مع الشاهدين (سورة آل عمران آيه 53)
پروردگارا، ما به تو و آنچه بر پيغمبرت فرستادي ايمان آورديم و از رسول تو پيروي كرديم، نام ما را از شهادت دهندگان به توحيد و نيوت قرار ده.


6-ربنا اطمس علي اموالهم و اشدد علي قلوبهم فلايومنوا حتي يروا العذاب الاليم (سورة يونس آية 88)
پروردگارا اموال آنها را نابود ساز و دلهاي آنها را قسي و سخت گردان كه ايمان نمي‌آورند جز به ديدن عذاب سخت.


7 -ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا في امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين (سورة آل عمران آية 147)              پروردگارا گناهان ما را بيامرز و لغزش و اسراف ما را ببخش و قدمهاي ما را در راه انجام انجام وظيفه ثابت بدار و بر كفار نصرت و پيروزي بخش.


8-ربنا اغفرلنا و لا خواننا الذين سبقونا بالايمان و لاتجعل في قلوبنا غلاً للذين امنوا ربنا انك روف رحيم (سوره حشر آية10)                                                                       پروردگارا، ما و برادران ما را كه در ايمان بر ما سبقت گرفتند بيامرز و در دلهايمان براي گرويدگان به تو كينه و كدورتي قرار مده كه پروردگارا تو روف و مهرباني.


9-ربنا اصرف عنا عذاب جهنم انّ عذابها كان غراما (سوره فرقان آيه 65)
پروردگارا عذاب جهنم را كه آن عذاب براي هميشه هلاك كننده است از ما دور كن.


10- ربنا اغفرلي و لوالدي و للمومنين يوم يقوم الحساب (سوره ابراهيم آيه 41)                                                                           پروردگارا، مرا و پدر و مادر مرا و همچنين مومنين را در روز حساب بيامرز.


11-ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و انت خير الفاتحين (سوره اعراف، آيه 89)
پروردگارا دري از رحمت به سوي ما و قوم ما بگشا كه راه تو راه حق است و تو بهترين گشاينده‌اي.


12- ربنا افراغ علينا صبرا و توفنا مسلمين (سوره اعراف، آيه 126)
پروردگارا به ما تحمل و بردباري عنايت فرما و ما را جزو تسليم شدگان پيغمبرت بميران.


13- ربنا اكشف عنا العذاب انا مومنون (سوره دخان آيه 12)
پروردگارا، عذاب را از ما دور بگردان و بر طرف ساز كه ما گرويدگان به تو هستيم.


14- ربنا انزل علينا مائده من اسماء تكون لنا عيدا و لاولنا و احزنا (سوره مائده آيه 114)
پروردگارا، از آسمان براي ما مائده و غذايي فرست كه بر ما و آيندگان «روز عيد» باشد.


15- ربنا انك تعلم ما نخفي و ما نعلن و ما يخفي علي الله من شيء في الارض و لا في السما (سوره ابراهيم آيه 38)                                                                   پروردگارا تو مي‌داني آنچه در پنهان و آشكار انجام مي دهيم، بر خداوند در آسمان و زمين هيچ كار و هيچ چيز پوشيده نيست.


16- ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنكونن من الخاسرين (سوره اعراف آيه 23)
پروردگارا، ما بر خود ستم كرديم و اگر تو ما را نيامرزي و به ما رحم نكني از زيانكاران خواهيم بود.


17- رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ . (سوره ممتحنه آيه 4)پروردگارا در هر كار به تو توكل مي كنيم و از تو استعانت مي جوييم كه بازگشت همة ما به سوي توست.

۱۸-ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفر عنا سياتنا و توفنا مع الابرار (سوره آل عمران آيه ۱۹۳ )                                                   پروردگارا گناهان ما را بيامرز و از بديهاي ما درگذر و بپوشان و ما را با نيكوكاران قرار ده.


19- ربنا لاتجعلنا فتنه للقوم الظالمين (سوره يونس آيه 85)                                                                   پروردگارا مار مورد شكنجه قوم ستمكار قرار مده.


20- ربنا لاتجعلنا مع القوم الظالمين (سوره اعراف آيه 47)
پروردگارا ما را با مردم ستمكار محشور مفرما.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 11:54  توسط رز | 

 هفت بار روح خويش را آزردم

 اولين بار زماني بود که براي رسيدن به بلندمرتبگي خود را فروتن نشان مي داد

 دومين بار آن هنگام بود که در مقابل فلج ها مي لنگيد

 سومين بار آن زمان که در انتخاب خويش بين آسان و سخت،آسان را برگزيد

 چهارمين بار وقتي مرتکب گناهي شد، به خويش تسلي داد که ديگران هم گناه مي کنند

 پنجمين بار آنگاه که به دليل ضعف و ناتواني از کاري سر باز زد،و صبر را حمل بر قدرت و توانايي اش‌دانست

 ششمين بار که چهره اي زشت را تحقير کرد، درحاليکه ندانست آن چهره يکي از نقاب هاي خودش است

 و هفتمين بار وقتي که زبان به مدح و ستايش گشود و انگاشت که فضيلت است

  

جبران خليل جبران

 

-هرگز چهار چيز را در زندگي نشکن:

اعتماد-قول-ارتباط-قلب

زيرا زمانيکه اينها شکسته بشند صدا ندارند ولي دردشان شديد است.

چالز

  هي فلاني زندگي شايد همين باشد ،

 يک فريب ساده و کوچک ،

 آن هم از دست عزيزي که زندگي را جز براي او و جز با او نميخواهي...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 11:17  توسط رز | 

از اوشو
 بهترين آزادي

در جهان هستي همه چيز سعي دارد چيزي به تو بگويد ، درختان. كوهستان ها، اقيانوس، رودخانه ها، آسمان، ابرها ، همه به تو چيزي مي گويند. به تو مي گويند كه جهان هستي ابدي است، كه شكل ها عوض مي شوند، ولي عصاره هميشه باقي است. بنابراين با شكل ها هويت نگير، با عصاره تنظيم شو. بدن تو شكل تو است. ذهن تو، شكل تو است. واقعيت وجود تو وراي اين دو است. و آن واقعيت، همه چيز دارد.
اين جهان هستي در برابر آن واقعيت دروني تو فقير است. درخت چيزهاي بسيار دارد، كوهستان چيزهاي بسياري دارد ،ولي واقعيت دروني تو تمام آن ها را، به اضافه plus، دارد. و اين نكته ي اضافي، هشياريawareness است.
درخت وجود دارد، ولي از اينكه هست هشيار نيست. و تاوقتي كه هشيار نشوي كه هستي، فقط يك درخت متحرك هستي: تكامل نيافته اي. تكامل، از طريق انسانيت مي كوشد تا به قله ي غايي معرفتconsciousness دست بيابد. چند نفري رسيده اند، وجود آنان گواه كافي است كه همه مي توانند برسند ، فقط قدري تلاش، فقط قدري صداقت، قدري جست و جو. همه چيز به تو مي گويند كه طريقي كه تو زندگي مي كني كافي نيست، كارهايي كه مي كني همه اش نيست. زندگي معمولي تو فقط سطحي است، زندگي واقعي تو، در بيشتر موارد دست نخورده باقي مي ماند. مردم به دنيا مي آيند، زندگي مي كنند و مي ميرند ، و بدون اينكه بدانند كيستند.
تمامي هستي ساكت است. اگر تو نيز بتواني ساكت باشي، اين معرفت دروني را خواهي شناخت، و با شناخت اين، زندگي يك خوشي مي شود، يك شادماني لحظه به لحظه، يك جشن نور بي وقفه.و آنوقت درختان به تو حسوديشان خواهد شد، به جاي اينكه تو به آن ها حسودي كني ، زيرا تو مي تواني گل هاي معرفت شكوفه دهي. آن درخت ها بسيار فقير هستند، خيلي در عقب راه هستند. آن ها نيز مسافر هستند، روزي آن ها نيز به جايي مي رسند كه تو اكنون هستي. تو مي بايست يك روز، آن ها بوده باشي.
گوتام بودا از زندگاني هاي پيشين خودش داستان هاي زيادي نقل كرده است. يكي از داستان هاي او اين است كه زماني يك فيل بود و يك شب در ميان شب آتش سوزي بزرگي در جنگل رخ داد. آتش چنان وحشي و باد چنان قوي بود كه تمام حيوانات جنگل شروع به فرار كردند، ولي راه فراري پيدا نمي كردند.
فيل از دويدن خسته شده بود و زير درختي ايستاد تا اطراف را ببيند و راه فراري پيدا كند. درست همانطور كه مي خواست حركت كند ، يك پايش را به هوا بلند كرده بود كه يك حيوان كوچك رفت و زير پاي او نشست. پاي او بزرگ بود و آن حيوان كوچك شايد فكر كرده بوده كه جاي مناسبي براي سايه گرفتن است. ولي فيل دچار مشكل شد: اگر پايش را برزمين مي گذاشت، آن حيوان مي مرد و اگر پايش را زمين نمي گذاشت، خودش مي ميرد ، زيرا آتش به سمت او مي آمد.ولي بودا گفت كه آن فيل تصميم گرفت كه مهم نيست: "يك روز، فرد بايد بميرد. من نبايد اين فرصت را ازدست بدهم. اگر بتوانم يك زندگي را نجات دهم.... تا وقتي زنده ام از اين موجود محافظت مي كنم."
ايستادن در آن وضعيت براي مدت طولاني دشوار بود. فيل به پهلو و به طرفي افتاد كه آتش به آنجا مي آمد. او سوخت و مرد. ولي تصميم او براي نجات يك زندگي، احترام او به مخلوقي كوچك، سبب شد تا در زندگاني بعدي اش در كالبد انساني زاده شود.ما حركت مي كنيم، آن درختان نيز همچنين حركت مي كنند. بستگي به اين دارد كه ما چه مي كنيم، بستگي به اين دارد كه ما با چه معرفتي زندگي مي كنيم، اين چيزي است كه ما را به گامي بالاتر مي برد.
لذت بردن از درختان، لذت بردن از تمام جهان هستي قشنگ است، ولي به ياد بسپار: هم اكنون تو در والاترين اوج هستي ، و كار اصلي تو اين است كه اين فرصت انسان بودن را از دست ندهي، بلكه مركز وجود خويشتن را بيابي. اين يافتن تو را بخشي از روح كيهاني مي كند، آنوقت نيازي به هيچ شكل ديگر نداري. و داشتن يك هستي بدون شكل، بزرگترين آزادي است. حتي بدن نيز يك زندان است، ذهن يك زندان است. وقتي كه معرفت خالص شدي، با كل يكي شدي، آزادي تو تمام است ، و هدف اين است.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 17:41  توسط رز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
هر لحظه زندگی گنج بزرگی است گنجتان را مفت از دست ندهید
باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمی ماند
دیروز به تاریخ پیوست فردا معما است و امروز هدیه است

نوشته های پیشین
مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

دی 1387

آذر 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

شهریور 1385

مرداد 1385

تیر 1385

خرداد 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

اسفند 1384

بهمن 1384

آذر 1384

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
یک دوست

 

موسيقي